تبلیغات
ساحل زندگی - به انتهای بودنــــــم ......!

ساحل زندگی

من به آمـــــار زمین مشکوکم ،اگر این سطـح پر از آدمهـــــــــاست ...پس چرا این همه دلــــــــها تنهاست..!


تمام تنم می سوزد از زخـــــــم هایی که خورده ام

دردِ یک اتفاق که شاید با اتقا قِ تـو

دردش متفاوت باشد ویـــــــــرانم می کند

من از دست رفته ام ، شکســــــــــته ام

می فهمی ؟

به انتهایِ بودنم رسیده ام ؛

اما اشـــــک نمی ریزم...

پنهان شده ام  پشتِ لبخنـدی که درد می کند
!!!!





نوشته شده در پنجشنبه 31 فروردین 1391 ساعت 10:35 ب.ظ توسط m.m نظرات |

اخرین مطالب
نقاب خندان چهره ام !
یلدا ...!
دلتنگی هایم !
فاجعه ی فتن او
یاد گرفته ام !