تبلیغات
ساحل زندگی - مجسمه ای به نام ....من!

ساحل زندگی

من به آمـــــار زمین مشکوکم ،اگر این سطـح پر از آدمهـــــــــاست ...پس چرا این همه دلــــــــها تنهاست..!

بیا آخرین شاهکارت را ببین

مجسمه ای با چشمانی باز ....

خیره به دوردست

شاید شرق .....شاید غرب

مبهوت یک شکست ، مغلوب یک اتفاق

سیاه قلب ...سیاه بخت

مصلوب یک عشق...

مغلوب یک تاوان

خرده هایش را باد می برد..

 و اوخاطراتش را محکم بغل کرده

بیا.... آخرین شاهـــکارت را ببین

مجسمه ای ساخته ای به نام ....من !

 


نوشته شده در جمعه 25 فروردین 1391 ساعت 06:41 ب.ظ توسط m.m نظرات |

اخرین مطالب
نقاب خندان چهره ام !
یلدا ...!
دلتنگی هایم !
فاجعه ی فتن او
یاد گرفته ام !