تبلیغات
ساحل زندگی - لحظه های تنهایی دلم

ساحل زندگی

من به آمـــــار زمین مشکوکم ،اگر این سطـح پر از آدمهـــــــــاست ...پس چرا این همه دلــــــــها تنهاست..!

برای کنار هم گذاشتن واژه ها٬

دست قلمم بیش از آنچه فکر کنی خالی است…

و بیش از آنچه فکر کنی احساس می کنم به نوشتن مجبورم !

شاید این هم خاصیت ِ داشتن این صفحه ی مجازی است ؛

میان جاده که می آمدم ، سرم پر از فکر بود

فکرهایی از آن دست که به هر نیمه ای که می رسیدم

احساس می کردم بیش از این رخصت پیش رفتن ندارم

چیزهایی مثل ِِ

آینده

رفتن

ماندن

حالا اما اندیشه ای نیست برای به واژه آوردن..




نوشته شده در سه شنبه 16 اسفند 1390 ساعت 06:18 ب.ظ توسط m.m نظرات |

اخرین مطالب
نقاب خندان چهره ام !
یلدا ...!
دلتنگی هایم !
فاجعه ی فتن او
یاد گرفته ام !